12 اردیبهشت 1403 سالروز شهادت و بزرگداشت علامه شهید مرتضی مطهری (ره)
گرامیداشت مقام شامخ معلم
به همراه تقدیر از دبیران و همکاران محترم دبیرستان معارف امام رضا (ع) توسط دانش آموزان
اشعاری نو که در مراسم روز معلم توسط شاعرین دانشآموز دبیرستان خوانده شد :
به نام خداوند حبل ورید
همان که نمک در زبان آفرید
ببینیم، از وصف استاد ها
که هستند، الگوی بر ماسوا
بگویم ز دارنده دکترا
که شد حجتی بر تمامی ما
کلامش چو یاقوت، هنگام صف
که باشد چو دری میان صدف
درست است ندارد عمامه به سر
دهد علم او نزد ما بس ثمر
بگوید که گوشی تو را کرد اسیر
بیارد شما را ز بالا به زیر
زند جوش، بهر نهایی ما
گشوده است، درب رهایی ما
بعید است، این عالم دهر، او
شود رنجه از ما کُنَد قهر، او
همینک همین وصف شیر یلان
"محمدْهژبری" بگویم بِدان
سلامی بر آن مرد صاحبْکلاش
چو او صاحب درس احکام باش
برفت از به یادم دفاعی ولی
کُنَد مشکل درس ها منجَلی
ز آن غرب و آن نظم سلطه و جنگ
ز بحران کشور ز بحران ننگ
و دارد نفوذی چنان انبیا
رئیسان شناسد ز ارض و سما
بوَد نزد ما سرو والای ما
بوَد واقعاً شیخ دلهای ما
بگویم ز وصف همان خوش سرشت
"مدبّر" همان مومن در بهشت
تمام اطبّای کل جهان
به پیش "مدبّر" ببازند، جان
بسی او بوَد حاذق اندر به طب
اطبّا بوَد کارشان بر لَعِب
مفسّر به وحی و چفیه به تن
بوَد عاشق علم و مرد وطن
بوَد ناظر سالن درس ما
و هرگز نخوابد در آن لحظه ها
بخواند کتاب و بگوید سخن
نوای نمازش چو مشک ختن
بگویم ز وصف همان خوش صفت
"علیزاده" آن مرد پر منزلت
"علیزاده" آن مرد روشن ضمیر
شَوی زیرِ ده، او شود همچو شیر
مهندس بوَد او منجّم و بس
ندارد ز تیغش امان هیچ کس
مهندس نگو نور در چشم گو
شود با ورودش دِلان زیر و رو
بگیرد ز انسان موبایلش، چرا؟
چو از درس، افتد در این لحظه ها
ولی این بشر بس که زحمت کشید
به یک روز، خوابی به چشمش ندید
بگویم من اندر ز مرد حماس
همان "مهدی" پاک و دور از هراس
بپوشد چفیه و پوشد عبا
دهد صهیونیسم و عدو بر هوا
سلامٌ علیکم عزیز بشر
که قسمت کُنی هر چه خیر است و شر
چو "شاندیزی" یک کس ندیدم که چون
هَرَس، برکَند کفر، از بیخ و بُن
چو خواهی سلامت ببینی جهان
نخور پپسی اندر جلا و نهان
تو را گر شود ادعا بر بشر
نکن مثل کوکا جفا بر بشر
کنم وصف شیخ بدون عبا
همان مرد عرفان سلوک خدا
بخواند حقوق و شود حق شناس
که اندر قضاوت شود آسِ آس
بدانند کل مشد این که آن
بود دائم الروزه در هر زمان
بفرمود استاد بشیری به او
تجرد نباشد برایت نکو
زمانی کلاسی ندارد دبیر
رود تو بر آن همچو بر سان تیر
بُود جاهد اندر مصائب ولی
بود فاتح قلب ما این علی
بخوانم ز وصف همان خوش صدا
"خدادادگان" فخر ارض و سما
تلاوت کُنَد او دهد لرزه تن
خداداده این صوت، بر این بدن
همان "مهدی" پاک و روشن ضمیر
"خدادادگان" فخر برنا و پیر
تو ای آقای محترم گوش کن
دلت را ز سرما پتو پوش کن
ز قُرّاءِ کشور ز حُضارِ جمع
ز صوتش بِشُد مست و دلدار، سمع
خدادادگان را خدا داده است
و انشاالله بس جلا داده است
تعداد مشاهده
(73)
نظرات
(0)